بهدست ميگيرد، از يك سر آن نگاه ميكند و پهنك را حركت ميدهد تا يك سر آن مماس
بر افق باشد و سر ديگرش بر خورشيد. شاغولي در نقطهٴ D به راصد كمك ميكند تا
پهنك را به حالت عمود نگهدارد. براي اندازهگيري زاويهٴ 2a بهآساني ميتوان از روي درجات عصا محاسبه كرد.
ميتوان ملاحظه كرد كه تانژانت بهوسيلهٴ نسبت ثابت AC به AB بهدست ميآيد، ولي لاوي با تانژانت آشنا نبود و از سينوس استفاده كرد.

بهازاي هر مقدار BA ، يعني بهازاي هر نقطه از عصا يك مقدار از sin
a وجود دارد. لاوي جدولي از سينوسها براي هر '15 تهيه كرد، تا همراه عصا بهكار برده شود.
شك نيست كه اصل اين دستگاه ممكن است پيش از لاوي به ذهن عدهٴ زيادي رسيده باشد، ولي ظاهراً انتسابهاي قديمتر ناشي از سوء فهم بوده است. مثلاً يادداشت مربوط به مظفر طوسي (سيزده ـ 1) و يعقوب بن ماهر بن تبّـون (سيزدهم ـ 2) را ببينيد. در هر حال لاوي اين اختراع را تكميل و آنرا تثبيت كرد، كاربردهاي گوناگونش را توضيح داد و آنرا در كارهاي نجومي بهكار برد. انتساب آن به پيشينيان ثابت نشده؛ همچنين انتساب آن به رگيومونتانوس (1436 ـ 1476)، مسلماً غلط است، چون ميدانيم كه او با كتاب لاوي آشنايي داشت اختراع لاوي ارزش واقعي داشت، چون عصاي صليبي با اصلاحاتي، بهويژه از سوي دريانوردان، مدتها مورد استفاده قرار گرفت، تا آنكه سرانجام جاي خود را در اواسط سدهٴ هجدهم به وسايل بازتابي بخشيد.1